تبليغاتX
شرح پریشانی
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
 

چو بند زلف پریشت گره به موی تو باشم

خراب باده نازت خمار بوي تو باشم

اذان دين تو گويم صيام كيش تو گيرم

چو قبله ام رخ ماهت به سجده سوي تو باشم

 

چو با ميلش به بيگانه بيازارد دل ما را

كند هردم به بي مهري تبه امروز و فردا را

اگر آني به احساني شود جلب من مجنون

به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط یکتا  |