|
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
|
مشنو از نی من حکایت می کنم
از دل نی من روایت می کنم
من به هر جمعیتی خندان بدم
شور عشق پیر و برنایان بدم
سالیان در سور و سات و بزم و رقص
بی نوای نی محفلشان به نقص
شادی شاه و گدا و عاشقان
می سرودم با نوایی خوش ز جان
گرمی محفل منم در من دمید
با نوایم جام می را سر کشید
لیک روزی خنده هایم ناله شد
بر سرم پرپر گلی آلاله شد
شرحه شرحه سینه ام شد از غمش
ناله دارم روز و شب در ماتمش
در نفیرم مرد و زن زاری کنید
اشک ها با ناله ام جاری کنید
در دلم دارم دمادم سوز را
چون حکایت میکنم آن روز را
