تبليغاتX
شرح پریشانی - كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمد رضا درويشي توسط اركستر ناسيونال اكراين به رهبري "ولادیمیر سیرنکو"
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

آغازگر برنامه سوئیت "کلیدر" به آهنگسازی محمدرضا درویشی كه مي توان گفت برداشتي آزاد از رمان " محمود دولت آبادي " بود و در هشت قسمت براي اركستر زهي ساخته شده است. شروع آن با "سوگنامه دشت نیشابور" و سپس قطعات "پگاه نیشابور"،"درو زمین دیمی سوزن ده"،"پشت دروازه بیهق"،"رویارویی سیدشرضا تربتی با گل محمد"،"وداع گل محمد"،"نعش کشتگان" اجرا شد و قطعه " خاتمه " پاياني بود براي سمفونيك " كليدر". در پايان برنامه محمد رضا درويشي به روي صحنه آمد و از"ولادیمیر سیرنکو" تشكر كرد. تشويق فراوان حاضرين بسيار جالب توجه بود.

بخش دوم کنسرت با نام قطعه"شیشه رنگی" برای پیانو و ارکستر سازهای زهی از ساخته هاي هوشیار خیام آغاز شد و پس از آن قطعه اي به نام "عصیان" برای پیانو ، ارکسترزهی و سازهای کوبه ای از ساخته های استاد حسین علیزاده اجرا شد. بخش بعد يكي از ساخته هاي معروف استاد عليزاده به نام "ني نوا" كه با نوازندگي ني "پاشا هنجني" و "وفا مصباحي" كه با درآمد آغاز شده و در ادامه "نغمه"،"جامه دران"،"نهفت،فرود" اجرا گشت. پايان بخش برنامه "رقص سماع" كه با تشويق تماشايان همراه شد.

در انتها نيز سن براي اجراي قطعه "ترکمن" آماده شد. در اين بخش سه تار نوازان بهداد بابايي و مسعود شعاري به جمع گروه پيوستند و به همراه اركستر قطعه "تركمن" را به آهنگ سازي حسين عليزاده و تنظيم جديد آن اجرا كردند شور و نشاط در بخش پاياني و تشويق حاضرين بسيار جالب توجه بود.

ديگر نوازندگان :

-هوشنگ کامکار،مصطفی کمال پورتراب،حسین دهلوی،علی اکبر شکارچی،اردشیرکامکار،پرویز مشکاتیان، سعید فرجپوری،افسانه و مژگان شجریان، مجید درخشانی وکامبیز گنجه ای از جمله مهمانانی بودند که دراین کنسرت (برخی در نوبت اول و برخی در نوبت دوم)حضورداشتند.

انتقاد هاي زيادي به اين اجرا شده است. برخي آنرا ابتدايي و بعضي ديگر فاقد رنگ و بوي ايراني ميدانند. فقط به جملاتي از استاد درويشي و عليزاده اشاره ميكنم و قضاوت با شما دوستان و خوانندگان:

درويشي : "کلیدر" تلخ ترین و سیاه ترین اثری است که تا کنون در زندگی خود نوشتم و حس خاصی از زمان نوشتن تا ضبط و اجرا نسبت به این اثر داشتم و دارم ودر حقیقت برای خود من یک موسیقی خاص است، یک آهنگساز همه و یا برخی از آثار خود را دوست دارد اما دوست داشتن "کلیدر" برای من از جنس دیگری است . قصه کلیدر یک پوسته درونی دارد که این پوسته شخصیت ها و کاراکترهای داستان مانند "گل محمد"،"مارال"،"بلقیس" را برای فهم بیشتر ماجرا شکل می دهد، که من با این بخش کار نداشتم به همین دلیل از ابتدا سراغ موسیقی شما خراسان منطقه ای که داستان "کلیدر" در آن اتفاق افتاده نرفتم بلکه مفهوم و عمق این داستان را جستجو کردم؛چراکه معتقدم کل داستان کلیدر سیر انسان در همه تاریخ است و کاراکترهایی چون "گل محمد" تنها یک یاغی در سبزوار نیست بلکه راوی بخشی از تاریخ در ذهن مانده نویسنده است. درويشي درپاسخ به اینکه چرا "کلیدر" را با ارکستر ایرانی ضبط نکرده و دلیل ضبط این قطعه با ارکستراکراین چیست گفت : به این دلیل که در ایران ارکستر خوبی موجود نیست و رهبری که بتواند قطعاتی از این دست را رهبری کند وجود ندارد و در پایان استودیویی که ارکستر 40 نفری بتواند در آن ضبط داشته باشد نیست و درنهایت صدابردار خوبی برای این کار هم نداریم از همین رو تصمیم گرفتم به دلیل همه این نداشته ها این قطعه را با همه حساسیتی که داشتم در اکراین ضبط کنم.

علیزاده: نباید با نگاهی از سر تعصب به این موضوع نگاه کرد البته همه ما آرزوداریم که این فرصت پیش آید که آثار موسیقیدان های ایرانی با بهترین امکانات در سرزمین خودمان ضبط شود؛ اما به اعتقاد من باید به دور از این نگاه تعصب وارانه به این قضیه نگاه کرد به نظرمن باید به چشم یک ارتباط فرهنگی سالم به آن نگریست؛ نکته بعد اینکه باید این سئوال را از مسئولان پرسید که چرا امکانات لازم برای هنرمندان فراهم نمی شود تا با آسودگی خیال بتوانند آثارشان را در مملکت خود بسازند ؛البته ناگفته نماند که مسئولان انواع و اقسام امکانات را در اختیار آهنگسازانی که آثاری سفارشی می سازند می گذارند و با کارهایی که با اعتقادات مردم و تاریخ این سرزمین ارتباط برقرار می کند کاری ندارند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط یکتا  |