تبليغاتX
شرح پریشانی - چرا ؟؟؟
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

گر آمدی که بمانی عزم سفر چرا ؟

یا روز رفتنت ای دوست بی خبر چرا ؟

خورشید و ماه و ستاره هر یک به سجده اند

با بودن تو به محفل شمس و قمر چرا ؟

در جمع عاشقان چو تو وعظ سخن کنی

دیگر ز عاشقی سخنی - نظر چرا ؟

حور و ملک به نگاهی دیوانه کرده ای

لطفی کن و مگو به من اما - اگر - چرا !

روز و شبی که بی تو رود مرگ لحظه هاست

پس بی دلیل شمارش شام و سحر چرا ؟

از اشک چشم و آه دلم عالمی گریست

در قلب پر ز مهر تو بی اثر چرا ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط یکتا  |